با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش
تلاوت‌های ذهنی یک خود نسل سوخته‌بین
 
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 :: 08:40 :: نویسنده : مجتبیٰ فرد
پیرمرد را اولین بار بود می‌دیدم، در همه‌ی این سال‌ها که حافظیه آمده بودم. چند قدم بعد از مزار حافظ و اهلی، نرسیده به دیوارهای آجری، روی صندلی نشسته و لم داده بود، جمعیتی هم دورش حلقه زده بودند. در گمان اول خیال کردم که لیدر توری است یا پیر و مراد جمعی. چهارشانه بود و تنومند، عینک درشت طبی به چشم، پا روی پا انداخته بود و با صدای رسا و محکم صحبت می‌کرد، دیوانی هم در دست داشت. فهمیدم که فال می‌‌گرفت.

فال‌فروش‌های پرنده به دست را داخل راه نمی‌دهند. در همان پیاده‌رو کاسبی می‌کنند، با فالی که معمولاً درست درنمی‌آید. دست‌فروشانی هستند که یک تکه‌کاغذ می‌فروشند. ولی این یکی فرق داشت. هم سر و وضع لباس، هم صلابت و قدرت بیان و هم این‌که داخل بود، در حریم لسان‌الغیب. یحتمل آشنای کسی یا جایی بود. ده تومان می‌دادی، نیت می‌کردی، دیوان را باز می‌کردی و به دستش می‌دادی. مصرع اول را خوانده، کتاب را می‌بست. بقیه را از حفظ می‌خواند. مصرع‌مصرع می‌خواند و تعبیر می‌کرد.

با خود پیش‌داوری کردم: همان حکایت همیشگی رؤیافروشی، وعده آینده درخشان، ثروت، خوش‌بختی و کلی چیزهای خوب. مشتری راضی، فروشنده هم راضی.
به دختر نوجوانی که کلاه ورزشی را بالعکس بر سر گذاشته و آستین‌ها را بالا زده بود و آدامس می‌جوید گفت: تو همیشه فتنه به پا می‌کنی. دوستانش زدند زیر خنده. داوری‌ام باطل شد!
مرتب تکرار می‌کرد که شنیدن فال دیگران کار خوبی نیست، کنارتر بایستید. دورتر هم می‌ایستادیم، کنجکاوی و آن صدای رسایش نمی‌گذاشت. چنان با تحکم و اطمینان تعبیر می‌کرد که چاره‌ای جز پذیرفتن سرنوشت و آینده‌ات نداشتی.

یکی جنسیت و اسم بچه می‌خواست؛ دختر بود و صبا. راستی مگر از دیوان حافظ جز صبا و نرگس و نسرین چه در می‌آید؟!
به پیرمردی گفت مسافری از خارج داری. مرد، خوشحال و خندان، جواب داد پسرم در خارج است.
کسی که تازه از راه رسیده بود و فال دخترک را ندیده بود پرسید: چرا همه‌ی فال‌ها خوب‌اند؟ چرا فقط از خوشی می‌گویی؟ جواب داد حافظ کینه‌توز نیست، بدِ کسی را نمی‌خواهد.

«چو ذکر خیر طلب می‌کنی سخن این است
که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار»



 
موضوعات
آرشیو وبلاگ
شهریور 1397
مرداد 1397
اردیبهشت 1397
فروردین 1397
اسفند 1396
آذر 1396
مهر 1396
شهریور 1396
مرداد 1396
تیر 1396
خرداد 1396
اردیبهشت 1396
فروردین 1396
اسفند 1395
دی 1395
شهریور 1395
تیر 1395
اردیبهشت 1395
فروردین 1395
اسفند 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

آخرین مطالب
پیوندها

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 247866