تلاوتهای ذهنی یک خود نسل سوختهبین
تلاوتهای ذهنی یک خود نسل سوختهبین
چه خوب است که زن شیرازى داشته باشی؛ بس که لهجه و با ناز حرفزدنشان، قشنگ است و دوستداشتنی است.توى کتابفروشى؛ دختر که روپوش و صورتش میگفت دبیرستانی است به خانم فروشنده که عاقلهزنی بود گفت: «دیروز اومِیدم دو کتابزبان خِریدم جلداشون فرق داشت ولی توشون نگا کِردَم یکی بودند.»خانم فروشنده هم کتابها را باز کرد و گفت: «اى ووى، اینو که یکىان!»بقیه ماجرا را به جاى خواندن باید شنید. چشم ازشان برداشتم و گوش جان سپردم به جملات کِشدارشان.پسر پشت صندوق هم از آن ور داد زد: «عوض کو سیش»لاى کتابهاى فانتزىِ جینگیل مستون با قطع اجقوجق که در قفسهی هیچ کتابخانهاى، درست چیده نمىشوند کتابی بود به نام «واسونکهاى شیرازى» که مکتوب ترانههاى زنانهخوانى است که شیرازىها در شب عروسى مىخوانند. ترانههای زیر بازخوانى کمى از کلّى است:دانلود «جینگ و جینگ ساز» با صدای «محمد نوری»دانلود «واسونک» با صدای «شهلا سرشار»
مجتبی جان شیرازی ها دیگه تا این حد لهجه ندارن ! احتمال زیاد این خانوم متعلق به یکی از شهرستان های استان فارس بودن . والا لهجمون دیگه به این عمیقی نیست !

زن گرفتن شیرازی رو خوب اومدی رفیق.
غلظتش کار خودمه، تا بلکم در متن به چشم بیاد.
من جای بعضی ها بودم می گفتم چه خوبه شوهر تهرانی داشته باشی، بس که کلامشون رسا منعقد میشه، بس که آخر همه کلمات رو به شیوایی ادا می کنند
آخ چه کیفی می ده عزیزم صاف و صوف بشنوی از دهنش
اصلا دعوات هم که می کنه دلت می خواد غش بری براش
بس که همه کلمات رو کامل ادا می کنه!
...
گفتم که اگه جای بعضی ها بودم می گفتم کل کل بازیه دیگه
کل کل بازی
ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش