مقهور مشهورات زمانه نشو.
مثال دم دست: اگر عالم و آدم جمع شوند و بگویند «کازابلانکا» عاشقانهترین فیلم تاریخ سینماست،
من یکی میگویم: «بدنام»
دنیا بعد از مرگ من چه خواهد کرد؟
سوالی که در ذهن همه ماست ولی روی بر زبان آوردنش را نداریم.
هرچه کمتر از واژههای « مقدس »، « معظم » و « مطهر » استفاده کنیم بهتر است.
جهنم مال ما نیست، جهنم جاى آنهایى است که دل مردم را میشکنند.
تا بدانجا رسید دانش من... که دانشم را همه جا بازگو نکنم.
بدترین جنایتها، نوع دینیاش است که جنایتکار توقع ثواب هم دارد.
خدا را شکر که روز مکافاتی هم هست.
دینداری در عصر ما یعنی هرچه باشکوهتر برگذار کردن مراسم عزاداری.
به تصویر خودت توی آینه نگاه کن تا به عمق فاجعه پی ببری!
کاش میدونستم چه وقتایى دروغ میگى.
زندگی من پر از اتفاقاتیاند که هنوز نیفتادهاند.
آنها که دو دقیقهاى عاشق میشوند، یک دقیقهاى هم فراموش مىکنند.
آرایش غلیظت نمیذاره ببینم قشنگی یا نه؟
در اظهار عشق زیادهروى نکن، فکر فردایى که کم مىآورى هم باش.
یک معشوقه دیگر میخواهم.
اینجوری حق انتخاب دارم.
در حقارت خود دستوپا بزن و عزّتنفس مرا تکبّر معنی کن.
- چقدر دوستش داری؟ عاشقشی؟
- عاشق که نه، به اندازهای که باهاش ازدواج کنم.
- تو هم مثل بقیّه...
- نه، من مثل بقیّه نیستم.
- اتفاقاً بقیّه هم، همین حرف رو می زدند.
میترسم. من از عاشقها میترسم.
آنها هستند که بیادم میآورند؛ دنیا میتواند جای قشنگی هم باشد.
از من نپرس چند سالهای؟
من همسنّ تو هستم.
اندازه سالهایی که زیستهای
از عمر مرا زندگی حساب کن
بقیهاش را بریز دور.
طوفان نوح هم نمیتونه این شهر کثیف رو بشوره.
چون بنالم آرزوی رفته را
طی نکرده راه، پای خسته را
سختتر از تحمل اظهارنظر کردن بعضیها، شنیدن «قبول دارى؟» آخرش است.
شادی حق فراموششدۀ ما در این سرزمین است.