با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش

تلاوت‌های ذهنی یک خود نسل سوخته‌بین
با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش

تلاوت‌های ذهنی یک خود نسل سوخته‌بین

تغییر

در پسِ هر «تغییر»، جرأتی نهفته که معمولاً دیده نمی‌شود.

عشاق

می‌ترسم. من از عاشق‌ها می‌ترسم.
آن‌ها هستند که بیادم می‌آورند؛ دنیا می‌تواند جای قشنگی هم باشد.

سن

از من نپرس چند ساله‌ای؟
من هم‌سنّ تو هستم.
اندازه سالهایی که زیسته‌ای
از عمر مرا زندگی حساب کن
بقیه‌اش را بریز دور.

شهر

طوفان نوح هم نمی‌تونه این شهر کثیف رو بشوره.

آرزوی رفته

چون بنالم آرزوی رفته را
طی نکرده راه، پای خسته را

قبول داری؟

سخت‌تر از تحمل اظهارنظر کردن بعضی‌ها، شنیدن «قبول دارى؟» آخرش است.

شادی

شادی حق فراموش‌شدۀ ما در این سرزمین است.

عشق

ما دو تا فقط در یک چیز تفاهم داریم:
به همان اندازه که دوستت دارم، از من متنفری.

نفرت

ما دو تا فقط در یک چیز اشتراک داریم:
آن‌هم اینکه به یک اندازه از هم متنفریم.

عشق و نفرت

جایی که عشق تمام می‌شود، نفرت آغاز می‌شود.

کوچک

به چشم من بزرگ بودى

عیبهایت، ذره ذره کوچکت کردند

روز رفتن

این‌قدر دیر مُرد که روز رفتنش گریه‌ام نگرفت.

آرزو

اندازه توانایی‌هایت، آرزو کن.

دیکتاتور

دیکتاتور محبوب شما کیست؟ نگو ندارم که باور نمى کنم.

کاش

کاش می‌دانستی که وقار و متانت، زیبایی صورتت را دوچندان می‌کند... کاش...

زود

چه‌زود به سنّ مردن رسیدی...

برای خسرو شکیبایی

با چه دریغی بسرایم از او

او که خود از خویش پشیمان نبود

کجا؟

کجا برم؟ زندگی‌کردن در جایی غیر از ایران را بلد نیستم.

پرگار

وای به حال پیروان پرگار.

مادر

تنها عیب مادران این است که می‌خواهند تا آخر عمر ما را تربیت کنند.

دوزخی

دوزخ را ترجیح مى‌دهم به بهشتى که شما آنجا باشید.

شجاعت و حماقت

در حقیقت شجاعت و حماقت یکی‌ست، تفاوت در زاویه دید ماست.

افتخار

از آنها نیستی که افتخارات و اعتمادبه‌نفسش با تعداد دوست‌دخترهایش نسبت مستقیم دارد؟

عرف و شرع

سوختگی ما از این است که در جغرافیای ما، همواره عرف از شرع قوی‌تر و لازم‌الاجراتر است.

ارزشهای بی ارزش

از کودکی تا حالا، این‌قدر شعار شنیدم و عمل ندیدم که امروز حتی به ارزشهای کوچکی مثل تقّلب نکردن در امتحان هم پای‌بند نیستم.

ببخش

منو ببخش، حتى اگه بخشیدن من سخت ترین کار دنیا باشه.

آرمانگرا

آرمانگرایانى هستیم که با اولین مواجهه، تسلیم واقعیت مى‌شویم.

آسان نمود اوّل


• تا حالا عاشق شدی؟
•• یه سوال آسون‌تر بپرس.

افتاد مشکل‌ها


• تا حالا عاشق شدی؟
•• سوال بعدی لطفاً.

خیال‌انگیز و جان‌پرور


تنها عیب من، این است که می‌دانم آدم خوبی هستم!