-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
پنجشنبه 1 تیر 1396 23:58
زمانی که در همشهری کار میکردم برنامهای به من دادند که باید تنها میرفتم، در واقع خبرنگار مصاحبهاش را کرده بود ولی عکسی از آن فرد نداشتیم. باید به دانشکده فلسفه میرفتم. به گمانم دانشگاه تهران بود. روی برگه اسم مصاحبهشونده را بزرگ نوشته بودند. درست یادم نیست، دکتر دیانی یا دینانی. فیلسوف بود. بعدها وقتی کتاب سال را...
-
امید کورهچی،7 جِن، کتابستان معرفت
سهشنبه 30 خرداد 1396 22:10
هنگامی که حضرت سلیمان به اذن خدا بر همهی شیاطین مسلط شد، شریرترین آنها را در بُعدی از زمان زندانی کرد تا هرگز نتوانند به این بعد برگردند، اجنهای که اکنون بر زمین بر جا ماندهاند از سلالهی جنهای مطیع و خداپرست بودند که به مرور زمان طاغی شدند و گذشته را فراموش کردند و شیطان را معبود قرار دادند. آصف برخیا وزیر عالم...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
شنبه 27 خرداد 1396 09:12
«هر رابطهی جدیدی که شروع میکنی، فکر میکنی این یکی یه کم از مردهای دیگه بهتره، اما یه کم میگذره میبینی اشتباه کردی... آخر به این نتیجه میرسی که مردها عین همن. خدا فقط برای این قیافههاشون رو متفاوت خلق کرده که زنها بتونن اونها رو از هم تشخیص بدن.» شانهای بالا میاندازم؛ «مرد ایدهآل زنها باید قهرمان باشه....
-
پس از دیدن چند فیلم فضایی
چهارشنبه 24 خرداد 1396 07:56
فضانوردان در سفرهای فضایی به دلایل مشخص و بدیهی، لباس مخصوص میپوشند. چرا بیگانگان فضایی که در فیلمهای علمیتخیلی به زمین میآیند لباس خاصی ندارند؟
-
مایکل کرایتون، نژاد آندرومدا، ترجمه فائزه دینی، نشر روزنه
یکشنبه 21 خرداد 1396 22:09
... مسأله بدبینی همیشگیاش نیز که هیچگاه او را رها نمیکرد... زمانی گفته بود: «در مجلس عروسیام همهی آنچه فکر مرا به خود سرگرم ساخته بود، این موضوع بود که نفقهای که همسرم به موجب رأی دادگاه هنگام طلاق از من مطالبه خواهد کرد، چه اندازه خواهد بود!»
-
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم
جمعه 19 خرداد 1396 05:49
کلمه «پریشان» را در غزلیات سعدی جستوجو کردم. غالباً به معنای «آشفته» و بیشتر به شکل صفت همراه کلمه «زلف» استفاده شده بود. چیزی که نمیدانستم این بود که چهار جا به عنوان متضاد «مجموع» آمده بود، به معنای پراکنده. «عیبجویانم حکایت پیش جانان گفتهاند من خود این پیدا همیگویم که پنهان گفتهاند پیش از این گویند کز عشقت...
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
دوشنبه 15 خرداد 1396 09:15
روزهای آخر عمر پدربزرگم یک بار با هم تنها شدیم، در بیمارستان. من نوهی مورد علاقهاش نبودم. معلوم نبود چرا دلِ خوشی از من نداشت. با این حال چه میخواست و چه نمیخواست، طبق وظیفه باید نصف روزی کنارش میماندم، نصف دیگر روز را هم نوهی دیگری میآمد. نود سالی داشت. تمام صورتش چروک بود، هرگز کسی را ندیدهام که تا این...
-
امید کورهچی،7 جِن، کتابستان معرفت
یکشنبه 14 خرداد 1396 02:51
ملائک هم مانند تمام مخلوقات خدا، فانی هستند و ترس را میفهمند. آنها هم زندگی را دوست دارند و برای بقا میجنگند، اما به ندرت به ورطهی گناه و مخالفت میافتند، همانند شیری که کم پیش میآید مانند کفتار لاشهخواری کند.
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
چهارشنبه 10 خرداد 1396 21:40
«خودت به خودکشی اعتقاد داری؟» «من همیشه میگم زندگی مثل تماشای فیلمه. اگه تا نصفش هیچ اتفاق خوبی نیفتاده بهتره پا شی بری بیرون. کسی هم نباید بابتش سرزنشت کنه.» «البته ایراد اینه که یه راهحل دایمی واسه یه مشکل موقته...»
-
مایکل کرایتون، نژاد آندرومدا، ترجمه فائزه دینی، نشر روزنه
سهشنبه 9 خرداد 1396 06:43
از: دانشگاه کالیفرنیا برکلی، کالیفرنیا دهم ژوئن، 1964 به: ریاست جمهوری ایالات متحده کاخ سفید شماره 1600، خیابان پنسیلوانیا واشینگتن، دی. سی. ریاست محترم جمهور، ملاحظات نظری اخیر نشان میدهد که احتمالاً روشهای سَتَروَنسازی در مورد سفینههای فضایی بازگشتی برای تضمین مراجعت عاری از میکرب آنها به جو این سیاره ناکافی...
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
یکشنبه 7 خرداد 1396 22:02
درست بعد از انقلاب، و درست در اوج گیرودارهای آن روزها، یک شب پدرم چمدان سنگین عکسهایش را از زیر تخت بیرون کشید و یک قیچی خواست. درِ چمدان را باز کرد و همهی گذشتهاش بهروز شد. سه نفری پشت میز نشسته بودند و چهار نفری هم عقبتر ایستاده. میز پُر از شیشه بود، پُر از استکان. پدرم آن وسط، بین آنهایی که ایستاده بودند،...
-
امید کورهچی،7 جِن، کتابستان معرفت
جمعه 5 خرداد 1396 15:32
روزگاری زمین و هفت فلک اطراف آن همگی تحت تسلط جنها بود، تا اینکه نسل انسان در زمین پا گرفت، جنها که تاب تحمل رقیب را نداشتند شروع به از بین بردن انسانها کردند، تا اینکه خداوند به پریان که ذاتشان از آب بود فرمان داد تا از انسان حفاظت کنند، پریان در عمق شور اقیانوسها سکنی گرفته بودند و انسان را از حملهی جنها...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
سهشنبه 2 خرداد 1396 11:56
رحیمی مدتی رییس روابط عمومی بوده. بعد به خاطر ارسال بلوتوث مستهجن به یکی دو تا از کارمندان خانم، پرونده برایش درست کرده بودند که خودش معتقد بود پاپوش بوده. یک مدت رفته بوده شهرداری، اما به اتهام دریافت رشوه _رحیمی تأکید داشت که این یکی هم پاپوش بوده_ برایش پرونده درست کرده بودند و بعد از مدتی دادسرا و دادگاه، دستآخر...
-
مایکل کرایتون، نژاد آندرومدا، ترجمه فائزه دینی، نشر روزنه
شنبه 30 اردیبهشت 1396 09:04
... احتمالات به دست آمده از وضعیت گوناگونی نژادها، نخستین برخورد آدمی را با حیات ماورای زمینی تعیین خواهد کرد. این حقیقتِ انکارناپذیری است که جانداران پیچیده بر روی زمین کمیابَند؛ و حال آنکه جانداران ساده به فراوانی یافت میشوند. میلیونها گونه از باکتریها و هزاران گونه از حشرات بر روی زمین وجود دارند، ولی فقط چند...
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
جمعه 29 اردیبهشت 1396 08:58
یکی از عموها زیاد عکس میگیرد، و تقریباً هر بار که همدیگر را میبینیم از عکسهایش شکایت دارد. اگر قرار باشد در جهان تنها یک نفر انتخاب شود که حسرت جوانیاش را بیشتر از همه میخورد، همین آدم است. هیچ ابایی از رنگ کردن موها یا سبیلش ندارد. سرشار از زندگیست، واقعاً از دیدنش لذت میبرم. هدف مشخص است، با تمام قوا زندگی...
-
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:40
پیرمرد را اولین بار بود میدیدم، در همهی این سالها که حافظیه آمده بودم. چند قدم بعد از مزار حافظ و اهلی، نرسیده به دیوارهای آجری، روی صندلی نشسته و لم داده بود، جمعیتی هم دورش حلقه زده بودند. در گمان اول خیال کردم که لیدر توری است یا پیر و مراد جمعی. چهارشانه بود و تنومند، عینک درشت طبی به چشم، پا روی پا انداخته بود...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 09:22
از سکوت میترسد. میآید توی کافهی شلوغ مینشیند، جایی که همه دارند حرف میزنند بدون اینکه او مجبور باشد در جوابشان حرفی بزند.
-
مایکل کرایتون، نژاد آندرومدا، ترجمه فائزه دینی، نشر روزنه
سهشنبه 26 اردیبهشت 1396 16:34
تاکنون هشت بحران علمی عمده رخ دادهاند، که دو مورد از آنها شهرت گستردهای نیز یافتهاند. نکتهی جالب توجه اینجاست که هر دوی این بحرانها – یعنی بحرانهای ناشی از دستیابی به انرژی اتمی و دستآوردهای فضایی – به حوزهی علوم فیزیک و شیمی مربوط بودهاند، نه زیستشناسی. همین امر نیز انتظار میرفت، زیرا دانش فیزیک نخستین...
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:53
در دورهای که کم و بیش همچنان هم ادامه دارد، آقایان و خانمها شروع کردند به عمل بینی، کشیدن پوست، گذاشتن گونه و جراحیهایی از این قبیل. اگر کسی را چند وقتی نمیدیدی دو حالت بیشتر نداشت؛ یا مهاجرت کرده بود و یا زیر تیغ بود. از مردهای گروه اول بعد از یک سال عکسی میرسید با یک دختر موطلایی، که هر دو ریسه میرفتند و از...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 09:17
مردش هستم که نامردی بکنم و نامزدیام را با لاله به هم بزنم. اصولا ً آیا نامردی محتاج نوعی مردی است؟ بله، حتا نامردی هم شهامت خاص خودش را میخواهد... بهخصوص وقتی قرار است دختری را بپیچانی که برادران گردنکلفتی دارد.
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
جمعه 22 اردیبهشت 1396 21:55
سالها پیش زمانی که خیلی کافه میرفتم، صحبتهای دختر و پسری که میز پشتی نشسته بودند توجهم را جلب کرد. خیلی جوان بودند، جوانی از صدایشان و حرفهایی که میزدند میبارید. صحبتهایشان خیلی روان و معمولی پیش میرفت. اما یک دفعه دختر، بُرش عجیب و البته زیبایی بین حرفهایشان زد که هیچ ربطی به صحبت قبل و بعدشان نداشت و به...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 21:27
«این طبقهی پایینی اینجا، مالک این آپارتمان بغلی هم هست، یه دختر داره خیلی خانم و باشخصیته. مدیر فروش یکی از فروشگاههای این مارکای معروفه. اسمش پورانه. دختر خوبیه.» از اسمش معلوم است که دستکم سی سال دارد. کسی این روزها اسم دخترش را پوران نمیگذارد.
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 12:42
شاید هنوز هم این اتفاق بیفتد اما به خاطر اینترنت سریعتر شده باشد و دیگر کار به پدر و مادرها نکشد، ولی بیست سال پیش خیلی زیاد بودند پسرهایی که خارج از ایران یکدفعه فیلشان یاد هندوستان میکرد و میخواستند با دخترهایی که توی ایران بودند ازدواج کنند. مادرِ طرف عکس پسرش را برمیداشت و میچرخید توی خانهی دخترها. از هر...
-
وای بر من، وای بر من
شنبه 16 اردیبهشت 1396 12:27
پس از خواندن کتاب «شلوارهای وصلهدار» کنجکاو شدم درباره نویسنده کتاب «رسول پرویزی» بدانم. ادیب اهل جنوب که بعدها نماینده مجلس و سناتور شد و همان پیش از انقلاب درگذشت. پس از کمی تحقیق دستگیرم شد که در حافظیه به خاک سپرده شده است. لابهلای همین جستوجوها اسمی هم از مهدی حمیدی شیرازی آمد. شاعر شعر معروف مرگ قو (شنیدم که...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 09:58
«... ببینم تا حالا به چیز فکر کردی... به احساس همذاتپنداری با اشیای بیجان؟ مثلاً اینکه یه ماهیتابهی چرب و چیلی وقتی توش آبجوش میریزی چه حسی داره؟» «چه حسی داره؟ دردش میآد؟» «نه، واسه چی دردش بیاد؟ تو وقتی یه غذای چرب و چیلی میخوری و روش یه چایی داغ میخوری دردت میآد؟ کلّی هم حال میکنی!»
-
خوشُم با کشفیاتُم
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 12:21
اگر مثل من این قدر بیکار باشید که به شعر ترانههای بندری امروز (که سردمدارشان امید جهان و حامد پهلانه!) دقت کنید درخواهید یافت که اصولاً ترانهای درست و حسابی در کار نیست که تبعاً ترانهسرایی هم در کار نیست. در مورد پهلان که خودش با حفظ سمت، ترانهسرایی هم میکند. کلاً جهانبینی ترانههای این بزرگواران، دو چیز است: یا...
-
پیمان هوشمندزاده، لذتی که حرفش بود، نشر چشمه
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 02:25
دوستی دارم به اسم امید، این دوست ما نه ادیب است و نه هیچ علاقهای به ادبیات دارد، ولی کلاً لفظ قلم صحبت میکند. بعضی جاها حرف زدنش واقعاً مسخره میشود. آن قدر که اگر بار اولی باشد که میبینیدش خیلی تعجب میکنید. ولی بار دوم که جریان برایتان جا افتاده،حتی اگر وسط حرفهایش بگوید «وی افزود»، شما متوجه نمیشوید. آمپر لفظ...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
شنبه 9 اردیبهشت 1396 09:51
«... ایدهی درست و حسابی برای نوشتن ندارم.» خسرو پیشنهاد میدهد «این ایده چهطوره؟ بر اساس عادتهای بد خودت یه شخصیت خلق کن.» اولین موردی که به ذهنم میرسد این است که خیلی سهل و سریع میتوانم یک موقعیت ساده و عادی را به شرایط پیچیدهی استرسزا تبدیل کنم. مثلاً وقتی توی اتوبوس مینشینم و صندلی بغلیام خالی است، هر لحظه...
-
دست سرنوشت
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 10:24
پیدیاف کتاب، زیاد دارم، 99 درصد هم ناخوانده. همان حکایت همیشگی انس و الفت به بوی کاغذ و دست گرفتن کتاب. PDFها را غیر از جستوجوی موردی، از دو جا دانلود میکنم. دو منبعی که مرتب و منظم بهروزرسانی میشوند و به همین دلیل دائم به آنها سرکشی میکنم. یکی صفحه فیسبوک باشگاه ادبیات که حالا کانال تلگرام هم دارد. دومی سایت...
-
حسین یعقوبی، تخت بخواب، نشر چشمه
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 10:54
دلیل اینکه اینقدر شیفتهی کشف بدیها تو وجود دیگران هستیم چیه؟ حساسیت، بیزاری، کینه یا حسادت؟ تو وجود تکتکمون که به اندازهی کافی بدی هست. شاید برای اینه که کسی که قراره یک عمر باهاش زندگی کنیم، خودمونیم و در نهایت مشتاقیم که کشف کنیم از سایر آدمای دوروبرمون بهتریم...