-
کلارک گیبل
سهشنبه 14 تیر 1390 01:41
از اون مردای اغواگره. اینا رو خوب میشناسم. از همونها که با بیتوجهی به زنها، اونا را عاشق خودش میکنه.
-
قطار خالی
دوشنبه 13 تیر 1390 02:07
اگر قصد پراکنده کردن جمعی را که میانشان نشستهاید، دارید؛ از سیاست سخن بگویید.
-
!رفتیم الواتی، چایی پررنگ خوردیم
یکشنبه 12 تیر 1390 02:45
ساعت سه نصفشب که درسهام تموم شد سروصدای شکمم بلند شد. لباس پوشیدم و به این امید زدم بیرون که «علیرضا»، سر مغازهاش باشد. بسته بود، عوضش چراغ مغازهی «علی» روشن بود. مثل خمپارهی شصت فرود اومدم اونجا. • «دیوونه مگه خونه زندگی نداری تا الان سر کاری؟» •• «دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش آید. تو، این وقت شب، اینجا...
-
اشارات نظر
شنبه 11 تیر 1390 04:07
توی پروفایلت نوشته بودی که پارسی می دانی و بادی لنگوئج. (زبان بدن) حالا که روبهرویت نشستهام، میبینم تا این چشمها را داری به زبان دیگری احتیاج نداری.
-
به غم طعنه زدم من
جمعه 10 تیر 1390 15:06
«ابراهیم حامدی»؛ به هیچوجه منالوجوه، خوانندهی محبوب من نیست، ولی نمیتوان از «قاصد»ش صرفنظر کرد! دانلود ترانه «قاصد» با صدای «ابی»
-
در بیابان
پنجشنبه 9 تیر 1390 02:20
• قبله کدوم وره؟ •• میخوای نماز بخونی؟ • نه، میخوام جیش کنم!
-
همین جا نگهدار
چهارشنبه 8 تیر 1390 10:40
هر چه بیشتر آشنا میشیم بیشتر از هم بدمون میآد. پینوشت: این بالایی بیخود میگه! اون، شاید ولی من عمراً!
-
کمتر بخواه مرغ سحر، ناله سر کند
یکشنبه 5 تیر 1390 07:35
بعضی چیزا رو نمیشه شرح داد. باید دید تا فهمید. نمیگم خیلی زود، نمیگم خیلی دور، امید که هر وقت طاقتش رو داشتی، ببینی.
-
کاش که همسایهی ما میشدی
شنبه 4 تیر 1390 00:45
• باید برم. منتظرم هستند. •• دلت میآد تنهام بذاری؟ • عاشق میخوای یا قناری در قفس؟
-
کاروان غنچههای سرخ
پنجشنبه 2 تیر 1390 02:07
گفت: «زن زیبایی است». دورادور، چند باری دیده بودمش. تأیید کردم. از قضا ساعتی بعد دیدم رد میشد در حالی که با دوست همراهش صحبت میکرد. نظرم را پس گرفتم. زنان را دو جا باید دید و آنگاه زیباییشان را سنجید: وقتی سکوت میکنند، وقتی دهان به حرف باز میکنند.
-
که میمیرم ز بیآبی
چهارشنبه 1 تیر 1390 02:01
خواهش میکنم مرا نبخش. نمیخواهم مدیون تو باشم.
-
ندارم غیر از این حُسنی
سهشنبه 31 خرداد 1390 02:52
با این همه عیب و ایراد، به این دلخوشم که انتقادپذیرم!
-
تفاوت در رنگ کلاه است
دوشنبه 30 خرداد 1390 01:44
آنچه باعث حیرت من است نه عمق جهلت، که این همه اعتماد به نفست است در پافشاری بر آن.
-
ندانی و پرسی، سوالت بهجاست
یکشنبه 29 خرداد 1390 01:08
• یه چیزی بپرسم، راستش رو میگی؟ •• من عاشق این میل مفرط شما دخترها به کشف حقیقتم. بپرس عزیزم، بپرس.
-
ای کاش تعبیرش تو باشی
جمعه 27 خرداد 1390 02:21
توی حیاط خانه قدیمی بودم که از مادر پرسیدم: «زهرا کجاست؟» گفت: «کدوم یکی؟ کوچیکه یا بزرگه؟» جواب دادم: «معلومه، بزرگه!» گفت: «توی اتاقه.» دراز کشیده بود و با لبخند توأم شرم و غریبی نگاهم میکرد. گوشهی دیگر اتاق دراز کشیدم و کنجکاوانه نگاهش کردم. چهرهاش آنی نبود که تصور میکردم. به چشمان هم مینگریستیم و افکار...
-
امشب شب مهتابه
پنجشنبه 26 خرداد 1390 02:34
عروسها را متین و سنگین و موقر میخواهیم و میپسندیم. منظور از ضمیر م متصل، ما؛ عقبافتادههای امّلِ سنّتی است. ماشین عروس رد شد و کاروانی از ماشینها، بوقزنان به دنبالش. عروس تا کمر از پنجره خم شده بود بیرون و با بادکنک توی دستش، سربهسر ماشینِ بغلی میگذاشت. به همراهم گفتم: «این رو ببین. چه ذوقی کرده!» گفت:...
-
به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی
چهارشنبه 25 خرداد 1390 01:36
در هر مواجهه با یکدیگر به هم لبخند میزنیم. خنده نه! تنها لبخند. کاری به این نداریم که قبلش غم و غصه و کسالت و ناراحتی و بیحوصلگی و کلافگی و درد و خشم و رنج داریم. همه را غلاف میکنیم. در مقابل هم خلعسلاح میشویم انگار. حتا اگر تلاقی نگاهمان در کسری از ثانیه باشد، به قدر نگاهی گذرا در حال عبور از کنار هم، لبخند...
-
دنبالم نیا، آواره میشی
سهشنبه 24 خرداد 1390 02:30
پشت سر تریلی که رسیدیم سرکی کشیدیم تا سبقت بگیریم. راهنمای راست زد که: «نه! دست نگهدارید. الان وقتش نیست.» سرجای خود ماندیم تا ماشین روبهرویی رد شود. راهنمای چپ زد که: «جاده خالی است، بیایید بروید.» از او که گذشتیم، بوق تشکری زدیم و بوقی جواب گرفتیم که یعنی: «قابلی نداره.» خیلی از این رانندههای ماشینسنگین،...
-
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
دوشنبه 23 خرداد 1390 03:44
میومیو، روبهروم نشسته بود و ورجه وورجه میکرد. دماغم را کردم لای موهاش و گفتم: «یه هفته دو هفته زهرایی حموم نرفته» مادرش آمد وسط: «هماین دیروز حمومش کردم!» ولی من حواسم رفته بود به خرداد هشتاد و هشت. روزگاری بر ما گذشت.
-
میومیو کجایی؟
یکشنبه 22 خرداد 1390 02:10
هر شب از در و دیوار این کوچه، سگ و گربه بود که میبارید، امشب که این «میومیو» هوس دیدن پیشی کرده قحطی گربه آمده بود. نصفِ شبی، بچهبغل، چهار کوچه را گشتم تا بلاخره توی کوچهی پنجمی کنار آشغالها، مچ یکیش را گرفتم. ذوقزده دویدیم دنبالش که بیچاره از ترس مثل موشک دررفت. دست از پا درازتر برگشتیم. پیشی از پشت دیوار یکی...
-
روبان ماه
شنبه 21 خرداد 1390 07:52
فدای آن طرهی مویی که به عمد از روسری انداختی بیرون تا چون هلالی، صورتت را قاب بگیرد.
-
یا جام ما ده یا قصه کوتاه
پنجشنبه 19 خرداد 1390 08:05
یا اخوی! اگر واجب است، بگو انجام دهم و گر مستحب است یا مکروه، به خودم واگذار.
-
ولم کنید ببینم چی میگه
چهارشنبه 18 خرداد 1390 07:51
«براد پیت» هم که باشی، وسط دعوا بهات میگن: برو بابا، با این قیافهات!
-
سطور بیستر
سهشنبه 17 خرداد 1390 07:21
کسی که مینوسید؛ شبیهتر است به خودش تا، کسی که حرف میزند.
-
انبار دارم، ویترین ندارم
دوشنبه 16 خرداد 1390 07:43
داشتههایم خیلی بیشتر از دارمگفتنهایم است.
-
تا حالا فکرشو کردی
سهشنبه 10 خرداد 1390 02:31
خداحافظ و خدانگهدار وقت جدا شدن یعنی وقتی با همیم، هوای همدیگر را داریم.
-
باقیمانده جز نفسی نیست
دوشنبه 9 خرداد 1390 02:05
این تکه از ابتدای ترانهی «مستی» با صدای «جهان» را بسیار دوست دارم. به نحوی که شعار این روزهای زندگیام شده است. چند سال دیگه باید بشینم؟
-
خودزنی
یکشنبه 8 خرداد 1390 01:50
• خوب، منظورت از این کار چی بود؟ •• هیچی. • هیچی؟! راستش رو بگو. به اندازهای که قیافهام نشون میده احمق نیستمها!
-
نایب قهرمان
شنبه 7 خرداد 1390 04:02
شرمندگی دانستن این که بیشتر از آن که دوستت داشته باشم، دوستم داری، این رابطه عاشقانه را کوفتم میکند.
-
قطبهای همنام
پنجشنبه 5 خرداد 1390 03:21
• وقتی خوابش نمیبره آهنگ میذاره گوش میکنه. بیدار میشم و میگم: خاموشش کن بذار بخوابیم. میدونی چی کار میکنه؟ •• خاموش نمی کنه؟ • بدتر از اون، پا میشه میره تو یه اتاق دیگه گوش میکنه!